X
تبلیغات
رایتل

روزنگار تقویم زندگی ما

لحظه های ثبت شدنی.....

441 پاییز بارونی

هی دارم عکسای گوگل یه عکس بارونی خوشکل پیدا میکنم ،که پیدا هم میکنم ولی هنوز با این تبلت عکس گذاشتن برام سخته

هی پیج ها رو باز میکنم و میبندم ،همسر پای کامپیوتر خونه نشسته و من آخرش تصمیم میگیرم بنویسم ،با خودم میگم یه دونه عکس انقدر مهمه مگه؟

دارم از صدای چکه بارون رو شیشه های نورگیر توی اتاق لذت میبرم ولی به شدت سرماخوردم تازه گلودرد بدی هم دارم(گلودرد خر است) به شدت بیحالم 

همش دارم آرزو میکنم کاش سرحال بودم و از خونه میزدم بیرون، من عاشق پاییزای بارونیم

راستی جمعه شب که با خواهری رفتیم بیرون چنان از گوشه بلوار افتادم پایین که زانوی شلوار جینم پاره شد تازه رو زانو هم زخم و کلن چند روزه عضله ی پام گرفته درست و حسابی نمیتونم راه برم!!!!

الان هم که رو تخت دراز کشیدم و به همسری فرمان گل گاو زبون دادم!

، واسم یه قوری پر اورده اونم غلیظ ! میگه هی بریز هی بخور 

جدا همه جای بدنم درد نیکنه 

راستی دهه محرم داره تموم میشه ولی کلن من چیزی حس نکردم جز صداهای گاه و بیگاه و ضعیف هییتها

مثل همیشه دلم یه مسافرت پاییزی میخواد با کی رفتن و کی رفتن و کجا رفتنش معزل شده واسم

خواهری تنهاست دلم نمیادولش کنم با همسری برم

از اینور هم دوست دارم کیش رو با همسری برم

خلاصه گیج گیج شدم

[ یکشنبه 19 آبان‌ماه سال 1392 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ sara ]

[ 2 نظر ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه